على اصغر حلبى

48

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

در امور دينى وزنى و وقعى نمىنهادند ، و جدل و استدلال عقلى را در امر ديانت به هيچ روى برنمىتافتند ؛ معتزله نيز در جهت مقابل بودند و عقل را بيشتر ارج مىنهادند و در اعتماد بر آن افراط مىكردند ، و حديث را ترك و محدّثان را تحقير و گاه تكذيب مىكردند ، و آيات متشابه قرآن كريم را تأويل بعيد مىكردند به نحوى كه اهل سنّت هرگز بدان اقرار نداشتند ؛ و خلاصه شكاف ميان دو فرقه زياد بود ، و لازم مىنمود كه كسى دو نظرگاه را به هم نزديك سازد ، و در مجراى واحدى بيندازد تا همه يا اكثريّت راضى باشند ؛ و اين كارى بود كه اشعرى انجام داد . زيرا وى به نقل متمسّك شد و بدان عمل كرد ، و در تفسير و اثبات نقل از عقل يارى گرفت و چنان كه غزّالى مىگويد « نشان داد كه اشعريّه ميان شرع منقول و حقّ معقول خلاف و خصومتى نمىبينند » . « 1 » به هر صورت ، برخى از اهل تحقيق علّت جدايى اشعرى را از جبّائى همين مناظره مىدانند ، و ليكن حقّ اين است كه انتقادات اشعرى بر معتزله - چنان كه گفتيم - به اين قضيّه منحصر نمىشود ، و بسيارى مسائل ديگر در كتب كلامى ذكر شده است كه موجب جدايى ابو الحسن اشعرى از معتزله و مايهء نشأت گرفتن فرقهء اشعريّه شده است . « 2 » از كارهاى عمده‌يى كه اشعرى كرد اين بود كه : تشبيه را نفى كرد ، و وجود صفات معنوى را ثابت دانست ، و تنزيه را تا آنجا كه گذشتگان روا مىدانستند پذيرفت ، و دلايل نقلى و عقلى هر يك را مدوّن ساخت . صفات معنوى از قبيل علم ، قدرت ، اراده ، و كلام قائم به نفس را ثابت كرد ، و بدعت‌هاى اهل بدعت را ردّ كرد و در اين راه با ايشان به دلايلى كه خودشان تمهيد كرده بودند و او خود چهل سال با آن‌ها دمساز بوده سخن گفت ، « 3 » و قول به « صلاح و اصلح » و « حسن و قبح عقلى » را باطل دانست ، و عقايد مربوط به احوال بعث و احوال بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب را تنظيم و با اصول ديانت اسلام سازگارتر ساخت . در مسائل امامت و جانشينى پيامبر اكرم سخن گفت ، و بر خلاف بسيارى از معتزله و شيعه معتقد شد كه مسألهء امامت از اصول عقايد ايمانى نيست ، بلكه قضيّه‌يى مصلحتى و اجتماعى است . « 4 »

--> ( 1 ) . غزّالى ، الاقتصاد فى الاعتقاد ، 2 - 11 ، قاهره ، 1963 . ( 2 ) . موارد اختلاف اشعرى با معتزله را مونتگمرى وات M . Watt ، در هفت مورد خلاصه كرده است . - Enyclopaedia of Isalm , Vol I , P . 694 , ( New edition ) . ( 3 ) . سبكى ، طبقات الشافعيّه ، 3 / 397 - 398 ، محمود الطّناحى و عبد الفتاح محمّد الحلو . ( 4 ) . D . B . Macdonald , Development of Muslim Theology PP . 79 - 81 , New - York , 1903 .